ماه من پرده ازآن چهره زيبا بردار / تا فلک لاف نيايد که چه ماهي دارد
هميشه وقتي که گريه مي کني اوني که آرومت مي کنه دوستت داره اما اوني که با تو داره گريه مي کنه عاشقته
عده اي مثل قرص جوشانند؛ در ليوان آب كه بياندازيشان طوري غليان كرده و كف مي كنند كه سر مي روند اما كافي است كمي صبر كني بعد مي بيني كه از نصف ليوان هم كمترند ...
بايد در زندگي همچون دريا بود تا اگر با سنگهاي سخت برخورد کرديم ، سنگها در عمق ما محو شوند نه ما در عمق سنگها
خداحافظ : ولي هرگز نخواهي رفت از يادم خداحافظ : ولي اين يعني در اندوه تو ميميرم دراين تنهايي مطلق که مي بندد ، به زنجيرم و بي تو لحظه اي حتي دلم طاقت نمي آرد
دلا ديشب چه مي کردي تو در کوي حبيب من؟
الهي خون شوي اي دل تو هم گشتي رقيب من!
امشب دلم از امدنت سرشار است، فانوس به دست كوچه ديدار است آن گونه تو را در انتظارم كه اگر،اين چشم بخوابد آن يكي بيدار است
گفتمش يک بوسه خواهم از لبت ، .
گفتا مخواه من بدهکارت نيم کزمن طلبکاري کني
گفتمش يار وفادار توام ، گفتا بس است من وفا کي از تو خواهم تا وفاداري کني
گفتمش شد ارغواني چهره ام از هجر ، گفت مي توان با اشک خونين چهره گلناري کني
ما به حساب شما ميليون ها گل بنفشه واريز کرديم!! شما مي توانيد از طريق مهرکارت برداشت کنيد ...
يک نفر هيچ وقت نمي تونه توي يک رودخونه 2 بار شنا کنه . چون دفعه دوم نه اون آدم آدم قبليه و نه آب رودخونه همون آب قبليه !!
جز من اگرت عاشق و شيداست بگو
ور ميل دلت به جانب ماست بگو
ور هيچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو،نيست بگو،راست بگو ...!
هرگاه در وادي زندگي از غروب غم هاي بي عاطفه خسته شدي به ياد من باش كه دلم به ياد توست
هركه را از دست ميدهيم بي آنكه بخواهيم پاره اي از وجود ما را ميبرد پس سعي كن كمتر از دست بدهي تا وجودت صد تكه نشود
باغبان در را نبند من فرد گلچين نيستم، من اسير يک گلم دنبال هر گل نيستم .
گاهي وقتا زندگي تمام حواسشو جمع مي کنه تا ببينه تو چي دوست داري تا درست همون ازت بگيره! کاش نفهمه من چقدر دوستت دارم !
ز مرگم هيچ نمي ترسم اگر دنيا سرم ريزد
از اين ترسم که بعد از من گلم را ديگري بوسد
هميشه وقتي که گريه مي کني اوني که آرومت مي کنه دوستت داره اما اوني که با تو داره گريه مي کنه عاشقته
عده اي مثل قرص جوشانند؛ در ليوان آب كه بياندازيشان طوري غليان كرده و كف مي كنند كه سر مي روند اما كافي است كمي صبر كني بعد مي بيني كه از نصف ليوان هم كمترند ...
بايد در زندگي همچون دريا بود تا اگر با سنگهاي سخت برخورد کرديم ، سنگها در عمق ما محو شوند نه ما در عمق سنگها
خداحافظ : ولي هرگز نخواهي رفت از يادم خداحافظ : ولي اين يعني در اندوه تو ميميرم دراين تنهايي مطلق که مي بندد ، به زنجيرم و بي تو لحظه اي حتي دلم طاقت نمي آرد
دلا ديشب چه مي کردي تو در کوي حبيب من؟
الهي خون شوي اي دل تو هم گشتي رقيب من!
امشب دلم از امدنت سرشار است، فانوس به دست كوچه ديدار است آن گونه تو را در انتظارم كه اگر،اين چشم بخوابد آن يكي بيدار است
گفتمش يک بوسه خواهم از لبت ، .
گفتا مخواه من بدهکارت نيم کزمن طلبکاري کني
گفتمش يار وفادار توام ، گفتا بس است من وفا کي از تو خواهم تا وفاداري کني
گفتمش شد ارغواني چهره ام از هجر ، گفت مي توان با اشک خونين چهره گلناري کني
ما به حساب شما ميليون ها گل بنفشه واريز کرديم!! شما مي توانيد از طريق مهرکارت برداشت کنيد ...
يک نفر هيچ وقت نمي تونه توي يک رودخونه 2 بار شنا کنه . چون دفعه دوم نه اون آدم آدم قبليه و نه آب رودخونه همون آب قبليه !!
جز من اگرت عاشق و شيداست بگو
ور ميل دلت به جانب ماست بگو
ور هيچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو،نيست بگو،راست بگو ...!
هرگاه در وادي زندگي از غروب غم هاي بي عاطفه خسته شدي به ياد من باش كه دلم به ياد توست
هركه را از دست ميدهيم بي آنكه بخواهيم پاره اي از وجود ما را ميبرد پس سعي كن كمتر از دست بدهي تا وجودت صد تكه نشود
باغبان در را نبند من فرد گلچين نيستم، من اسير يک گلم دنبال هر گل نيستم .
گاهي وقتا زندگي تمام حواسشو جمع مي کنه تا ببينه تو چي دوست داري تا درست همون ازت بگيره! کاش نفهمه من چقدر دوستت دارم !
ز مرگم هيچ نمي ترسم اگر دنيا سرم ريزد
از اين ترسم که بعد از من گلم را ديگري بوسد
No comments:
Post a Comment